به گزارش ورزش سه ، آنهایی که اواسط دهه هشتاد تا همین سال 93 را به یاد دارند، می دانند که اگر تیمی هچون پرسپولیس با خیل عظیم هواداران میلیونی وارد مسیر غلط شود، شاید بیش از یک دهه زمان ببرد که آنها رنگ جام را مجددا ببینند. اشتباه مدیریتی و فنی در استقلال و پرسپولیس درست به مثابه توپ برفی کوچک است که از قله سرازیر می شود و هر چه به پائین می رسد بزرگتر و مخرب تر هرچه پیش رویش است را از بین می برد.

آنهایی که اواخر دهه هشتاد و اوائل نود را خوب به یاد دارند می دانند چطور رویانیان با حمایت دولت، بیشترین پول و امتیاز را وارد باشگاه کرد اما از آنجایی که اصول تیم سازی ایراد داشت، حتی با وجود ستاره هایی مثل کریمی و مهدوی کیا  آنها هرگز رنگ جام لیگ برتر را ندیدند.همین جامی که 4 سال تمام در دست قرمزها مانده، روزگاری برای دیدنش رویابافی می کردند.

تصور می کنید فاصله پرسپولیس با همان دوران چقدر است؟برانکو به عنوان معمار اصلی وارد کارزار شد و با وجود اینکه دو سال برای اولین جامش صبر کرد، هرگز دست از اصولش بر نداشت. او اکثریت بازیکنان قدیمی و ناکار آمد با تاکتیکش را کنار گذاشت و تیم کاملا جدیدی را بنا کرد. برانکو با صید سومین جام متوالی رفت اما چون اکثریت بازیکنان با آن تاکتیک خو گرفته بودند هم با کالدرون قهرمان نیم‌فصل لیگ قبل شدند هم با گلمحمدی، قهرمان نیم‌فصل دوم و در مجموع قهرمان لیگ نوزدهم.

اما ضربه های مدیریتی کاری تر از آن بود که تصورش می رفت. این ستاره ها را بشمارید؛ 1-علیرضا بیرانوند۲ -شجاع خلیل زاده3 -محمد نادری4 -مهدی ترابی5 -علی علیپور. پرسپولیس در سه مقطع اما در فاصله کوتاه یکی دوماهه این 5 بازیکن موثر را از دست داد اما درخشش تیم در دوحه و صعود تاریخی شان به فینال لیگ قهرمانان آسیا این اندیشه را تقویت کرد که در این تیم هرکسی برود با جانشینان می توان باز هم قهرمان شد روز فینال از راه رسید و باز هم ناکامی آنها در گام آخر. ولی ضربه بزرگتر آنجایی بود که ششمین بازیکن موثر به جا مانده از دوره برانکو هم رفت؛ -6 بشار رسن.

 

هرکسی ستاره نیست

انگاره غلط و تصور اشتباه یعنی اینکه در هر صورتی با اهمال مدیریت ، پرسپولیس یک به یک ستاره هایش را از دست می دهد اما بازیکنان جانشین می توانند باز هم تیم را قهرمان کنند! البته به آن لیست باید نام عیسی آل کثیر را هم اضافه کرد که میتوانست به خوبی جای علیپور را پر کند که ناگهان آن محرومیت از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا همچون تیر غیب از راه رسید.روز بازی با ذوب آهن و نیمه دوم این پیکار نشان داد که جدا شدن بشار رسن چه ضربه بزرگ مهلکی را به پیکره قرمزها وارد کرده است. دو بازی بعد از فینال آسیا انجام دادند و تنها به دو تساوی دست پیدا کردند. شاید با توجه به بارانی بودن و زمین پرآب قائمشهر نشود در مورد بازی اول حرف فنی زد اما در نیمه دوم دیدار با ذوب آهن، هواداران پرسپولیس وهمچنین کادر فنی این تیم دیدند که متاسفانه هیچ جانشینی به عنوان بازیساز در ترکیب آنها وجود ندارد. تنها خوش شانسی بزرگ گل‌محمدی مربوط به این است که امسال هیچ تیم گردن کلفتی در لیگ نداریم.اما به نظر می رسد کار یحیی برای قهرمانی دست کم تا نیمفصل دوم وخریدهای احتمالی بسیار بسیار سخت باشد.

 

 

جای ترابی و رسن پر شدنی نیست

مهره های بسیار ارزشمندی را از دست دادند.شاید جای بیراوند را بشود تا حدودی با لک پر کرد. شاید فعلا تا قبل از مصدومیت ومحرومیت زوج سیدجلال وکنعانی زادگان بشود به گونه ای جای شجاع را پر کرد. شاید اگر آل کثیر محروم نمی شد اوقادر به پر کردن جای علیپور بود. اما پرسپولیس هیچ مهره ای را برای پر کردن جای ترابی و بشار رسن ندارد. شاید پهلوان بتواند در بهترین حالت بخشی از کارهای ترابی را _منهای گلزنی هایش_ انجام دهد اما چه کسی قادر است حتی 10 درصد نقش بازیساز را ایفا کند؟
مدیریت پرسپولیس به راحتی بشار را فروخت و حالا 24 هفته، یحیی باید به دنبال بازیساز بگردد.

 

 

آنچه در نیمه دوم رخ داد وهواداران را غافلگیر کرد

چه اتفاقی در نیمه دوم بازی با ذوب آهن رخ داد که قرمزها با وجود اینکه یک بر صفر پیش بودند آنگونه نیمه دوم را تمام  کمال به حریف دادند؟پاسخش چندان سخت نیست.ذوبی ها برخلاف نیمه اول، پرس را از مقابل دروازه پرسپولیس شروع کردند و چون هیچ بازیسازی در میانه میدان نبود که ریتم حرکت قرمزها را کم و زیاد کند، شاهد لورفتن یک به یک توپ ها توسط بازیکنان میانی بودیم. در لحظاتی که یک بازیساز می توانست به راحتی ضد حملات برق آسا را علیه ذوب مهندسی کند، این قرمزها بودند که مرتب توپ لو می دادند. کمتر تیمی تا فصل قبل شهامت جلو کشیدن برابر پرسپولیس را داشت چون این تیم به راحتی با ضد حمله نسخه حریف را می پیچید.

اما وقتی آن بازیساز وجود ندارد می شود این؛ در سمت چپ پهلوان و در جناح راست عالیشاه مامور لو دادن و زمین خوردن می شوند.  از سویی وحید امیری که در خط حمله عملا هیچکاره بود نتوانست کمکی به قرمزها کند.بیرون کشیدن عبدی در دقیقه 60 ومیدان دادن به آرمان رمضانی هم مبدل به یک سنت شده که گل‌محمدی اصرار دارد به هواداران بقبولاند خرید رمضانی اشتباه نبوده است. او به میدان آمد و مثل همیشه یک موقعیت عالی گلزنی را با بی دقتی همیشگی ‌اش از دست داد.

پرسپولیس تا دقیقه 90 در تهران یک بر صفر از ذوب آهن قعرنشین پیش بود اما به واسطه آنچه شرحش رفت خیلی راحت با اشتباهات متوالی در جناح چپ گل تساوی را خورد. این تیم برای قهرمان شدن علاوه بر ضعف رقبا، محتاج گلزنی و گلسازی نیز هست. مشکلی که با از دست دادن آن 6 بازیکن عملا عیان شده و با توجه به فاصله زیاد تا نیمفصل، یحیی چاره ای ندارد جز عوض کردن وضعیت موجود.

 

میدان دادن به جوانان

 

گلمحمدی فصل قبل در بهمن ماه، تیم منسجمی را از کالدرون تحویل گرفت که ستاره هایش کاملا روپا و آماده بودند. اما حالا 6 ستاره را از دست داده و از شانس بدش خریدهایی مثل رمضانی، مهدی خانی، شجاعی آنطور که مد نظر بود، خوب از آب در نیامدند. ساده ترین کار که ریسک کمتری برای گلمحمدی دارد، بازی دادن به عالیشاه با تجربه به جای بشار رسن است. اما عالیشاه هرگز بازیساز نبوده و نیست. تنها مهره ای که در این پست وجود دارد محسن حسین پور جوان است.اما تجربه این سالها نشان داده که یحیی خیلی سخت به جوان ترها اعتماد می کند. اما شاید اتفاقات نیمه دوم برابر ذوب آهن او را مجبورکند که چند بازی همانطور که به آرمان رمضانی نا آماده و گلنزن اعتماد کرده و می کند، به حسین پور جوان هم اعتماد کند. او به مرور زمان می تواند جای بشار را پر کند.

فصل قبل چلسی از خرید بازیکن محروم بود و فرانک لمپارد با اعتماد به بازیکنان جوان توانست دست کم چند بازیکن خوب کشف کند. تا نیمفصل و یا حتی پایان فصل، با توجه به جدا شدن آن 6 مهره، یحیی چاره ای ندارد جز روکردن به جوانان. چطور می تواند هر بازی آرمان رمضانی را به میدان فرابخواند اما حاضر نیست این ریسک را در مورد مهاجم جوانی همچون آریا برزگر کند ؟ کالدرون مهرماه  98 این ریسک را با بازی دادن به مهدی عبدی در داربی کرد و حالا پرسپولیس صاحب یک مهاجم آینده دار است. شاید در این لیگ عبدی نتواند بشکفد اما قطعا آینده از آن اوست. باید این فرصت به او و امثال محسن حسین پور داده شود.

 پرسپولیس 5 سال است با فوتبالی که برانکو زیربنایش را ریخت، باز ی می کند، این فوتبال حتما محتاج بازیساز است. اگر گل‌محمدی این مشکل را حل نکند، روزهای بسیار سخت تری را خواهد داشت. قهرمانی از دست می رود درست شبیه آنچه بین دو نیمه بازی با ذوب آهن رخ داد.این بازی درس عبرتی شد برای هواداران و کادر فنی که بدانند فاصله خوشبختی و سقوط  چقدر کم است.

 

 

مهدی طاهرخانی